تبليغاتX
مهران امام بخش
 لیرشاه
مدتی است شدید درگیرم.ترجمه نمایشنامه مکدوناف و بازی در لیرشاه آرش دادگر. نیمسال دوم سال 88 گویا سال پر مشغله ای خواهد بود.تا ببینیم.به تدریج از مکانیزم تمرین این نمایش خواهم نوشت.
|+| نوشته شده توسط مهران امام بخش در شنبه بیستم تیر 1388  |
 جمجمه ای در کانه مارا

امسال اگر خدا کمک کند و الطاف بی حد و حصر ریاست مرکز هنرهای نمایشی شامل حال ما گردد و دوست شفیق و رفیقمان در تئاتر شهر کمک بفرمایند.قصد دارم نمایشنامه ای را بعد از سه سال روی صحنه ببرم.- آخرین کارم در زمینه کارگردانی نمایشنامه ای بود از یک نمایشنامه نویس یونانی-میلیس سارتوریوس- با نام خدا را هجی کن که در تالار نو در مرداد 85 روی صحنه رفت - این نمایشنامه جمجمه ای در کانه مارا نام دارد از یک نمایشنامه نویس بی نظیر ایرلندی بنام مارتین مکدوناف . امیدوارم شرایطی فراهم گردد که این نمایش اجرا شود.


|+| نوشته شده توسط مهران امام بخش در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
 حکایت حضور در "کوکوی کبوتران حرم"

اراک بودم.داور جشنواره استانی تئاتر که علیرضا نادری زنگ زد... بعد از مدتها که ندیده بودمش و تنها خبر اینکه قلبش ناراحته...


خیلی حرفها هست...

- سلام...

- سلام... ببخشید شما ؟!

- من علیرضا نادری هستم... آقا ما یه زمانی یه رفاقتی داشتیم...


خیلی حرفها هست...

میام به زودی...











|+| نوشته شده توسط مهران امام بخش در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  |
 کوکوی کبوتران حرم
آخ...آخ... " کوکوی کبوتران حرم " هم اجراش تموم شد.

عجب حکایتی ست این تولد و مرگ تئاتر...



|+| نوشته شده توسط مهران امام بخش در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  |
 
 
بالا